سديد الدين محمد عوفى
80
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
متابعت هواى خود كند . حسن زيد گفت : يا امير المؤمنين ابو الذيب در خلفا طعن كند و اگر امير المؤمنين باور نمىدارد « 1 » حال خود از وى « 2 » بپرسد « 3 » . منصور گفت در باب من چه گويى ؟ گفت : از راه كرم مرا درين سخن معذور بدار . منصور گفت : اى مادرت را فلان « 4 » درين سخنان كه گفتى ترا معذور نداشتم و « 5 » درين سخن هم ندارم . گفت : اول آنچه در باب مادر من فرمودى او زنى زال است « 6 » و از ناشايستها « 7 » فارغ « 8 » . اما تو كه دعوى خلافت مىكنى ظالمى « 9 » و ستمگار « 10 » و ظلم تو اول آنست كه معن زايده را « 11 » والى يمن كردهاى او « 12 » خلق را مىكشد و مال « 13 » مىستاند و تو روا مىدارى و از آن او را « 14 » منع نمىكنى « 15 » . بدان كه من « 16 » درين سخن « 17 » از مهدى بر تو « 18 » ناصحترم . چون امير المؤمنين اين سخن بشنيد « 19 » ساكنتر شد . پس گفت كه در خلافت من چه گويى ؟ گفت : جد تو عباس « 20 » عبد المطلب « 21 » رئيس عرب « 22 » و مقتداى قريش و عم پيامبر « 23 » بود « 24 » و خلايق را به لطف و كرم و عدل مكارم اخلاق صيد كرد « 25 »
--> ( 1 ) متن - باور نمىدارد . ( 2 ) متن - خود از وى ( 3 ) مپ 2 - و اگر امير المؤمنين . . . از وى بپرسد . ( 4 ) مج : مادرت كذا . ( 5 ) مج : نداشتمى ( 6 ) متن - است . ( 7 ) متن : شايستها ، مپ 2 : ناشايست ، مج : ناشايسته . ( 8 ) مج + است . ( 9 ) مج - ظالمى . ( 10 ) مج + ى ( 11 ) متن - را ( 12 ) متن و مپ 2 : و . ( 13 ) مج + ايشان . ( 14 ) مج + اصلا . ( 15 ) مپ 2 + و ( 16 ) متن : مرا . ( 17 ) مج + من ترا . ( 18 ) مج - بر تو . ( 19 ) مج + خشم او . ( 20 ) مج + رضى اللّه عنه بن . ( 21 ) مپ 2 + است . ( 22 ) مپ 2 - رئيس عرب . ( 23 ) مپ 2 + عليه السلام ، مج + صلى اللّه عليه و سلم ( 24 ) مپ 2 + است ، مج : بودى . ( 25 ) مج + ى